هدفم از پست قبلي نشون دادن الگوي مصرفي اين ور دنياست. يکي از تفاوتهاي اساسي ايران و اينجا اينه که حد اقل در آمد اينجا طوري تنظيم شده که داشتن وسايل خوب خونه و تلويزيون آنچناني و حتي ماشين عالي و در خيلي موارد خونه اصلا رويا به حساب نمياد البته الگوي مصرفي مهاجر ها و خود کانادايی ها خيلي متفاوته يعني اين چيزهايی که من اينجا مي نويسم شايد براي زندگي يک کانادايی که مثلا تو يه کافي شاپ کار ميکنه صدق نکنه به خصوص که معمولا شغلهايی مثل فروشندگي رو غیر از تازه رسيده ها ٬بچه دبيرستانيها انجام ميدن و اونها هم معمولا در فکر برنامه بلند مدت و خريد خونه يا ماشين آنچناني نيستن پس ديد من بيشتر از طريق ديد تازه واردان به اينجا شکل مي گيره که شامل گروه هاي مختلف مهاجر ها يا دانشجوها و يا پناهنده ها و ... هستن.
در ضمن هر آدمي هم نظر و سليقه متفاوتي از آدم هاي ديگه داره که اونم نيخوام داخل اين جريان و بحث کنم .مثلا يکي به محض اينکه ميتونه با توجه به درآمد کنونيش يه وسيله خاص رو ميخره و شروع به استفاده ميکنه در حالي که بعضي ممکنه تا درآمدشون حسابي بالا نره و يک مارک خاص از وسيله مصرفي رو نخرن حاضر به خريدن مارک معموليتر نيستن.
اول اينکه يکي از عادتهي جالب اينجا اينه که بچه ها تقريبا از دوران دبيرستان با کار کردن و پول در اوردن آشنا ميشن اين باعث ميشه هم مسووليت پذيري تو زندگي رو ياد بگيرن هم با محيط هاي کاري آشنا بشن و هم قدر کار و تلاش و درامد رو بدونن
زماني که ايران بودم وقتي اينو ميشنيدم معمولا انتقاد هايي هم ميشنيدم به اينکه اين غربي ها به هم محبت ندارن يعني چه بچه هاشون مجبورن براي درآمد کار کنن؟!؟! ولي واقعيت اينه که پولدار و بي پول اين کار رو معمولا تجربه ميکنن و هدف ول کردن بچه ها به امان خدا نيست! اينجا يک مراسمي براي فارغ التحصيلي از دبيرستان دارن و بيشتر وقتها دختر و پسر لباس اون مراسم رو با اين درامد هاي خودشون ميخرن ! من فکر ميکنم مهمترين حسن اين رسم اينه که از همون اول با ارزش در آمد و کار عملا آشنا ميشن و در ضمن خيلي وقتها با انجام يک کار شايد سطح پايين بهتر به فکر ساختن آينده ميفتن و از تباهي جوونيشون جلوگيري کنن البته موارد نقض هم هست ولي مهم اينه که فعلا سيستم داره درست جواب ميده ...
حلا اين تازه واردين به كشور جديد در مراحل اوليه اگر استثنايی در کار نباشه و اگر تصميم به صرف پول هاي جمع شده در دوران کار در كشور اصليشون و يا ارث و ميراث نداشته باشن٬ اول کار گاهي بايد وارد همين بازار کار شن و اين نوع کارها معمولا حد اقل حقوق رو داره .
حالا تصور کنين تو ايران يه آدم با همچين سطح کار و در آمدي که از اون به دست مياد تنها راه چاره براش فروش کليه است واي به حال اينکه به تلويزيون فلترون و ال سي دي فکر کنه ولي اينجا حتي با در پيت ترين کارها ميتوني يک برنامه ريزي خوب براي زندگي خوب داشته باشي...
ادامه دارد